مراد على شمس

675

با علامه در الميزان ( فارسى )

گردند . و نيز از بيان ما فساد گفتار آن مفسر ديگر روشن مىشود كه گفته است زينت دادن دو جور است ، يكى پسنديده و ديگرى ناپسند ، اعمال هم دو جورند ، يكى نيك و ديگرى زشت ، و از مسأله تزيين تنها تزيين اعمال نيك ، كار خدا است ، و بقيه كار شيطان است . براى اينكه هرچند اين حرف به وجهى درست است ، و ليكن به‌طور كلى صحيح نيست ، وجه صحيحش درخصوص نسبت مستقيم است ، كه از آن به كلمه « بالفعل » و امثال آن تعبير مىكنيم ، و مىگوييم خداى تعالى به‌طور مستقيم و بالفعل تنها عمل جميل و پسنديده مىكند ، و به آن امر مىنمايد ، و هرگز امر به زشتى و فحشا نمىكند ، و اما به‌طور غيرمستقيم و به‌واسطه كه از آن به كلمهء « اذن » و امثال آن تعبير مىكنيم ، تمامى كارها ( چه خوب و چه بد ) مستند به او است ، چون اگر نباشد ربوبيت و خالقيت و مالكيت او نسبت به كل جهان تمام نمىشود و نيز نمىشود على الاطلاق او را بىشريك دانست ، ( براى اينكه بنابراين فرض ، تنها در كارهاى نيك ، بىشريك است ، نه به‌طور مطلق ) ، در حالى كه قرآن كريم پر است از آياتى كه همه چيز را به خدا نسبت داده ، از آن جمله مىفرمايد : « يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ ، خدا هركه را بخواهد گمراه مىكند » . « 1 » ( يعنى به دست خود او و به كيفر نافرمانىهايش ) . « 2 »

--> ( 1 ) . سورهء رعد ، آيهء 27 . ( 2 ) . الميزان ؛ ج 3 ، ص 151 - 155 . [ با تلخيص و تصرف ]